عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

299

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

اصل گل خاك است ، آنگاه تغيير مىيابد و مانند « حمأ مسنون ( گل و لاى بويناك ) » مىشود ، سپس تغيير مىيابد و گلى خشك مانند آجر مىگردد و در آن دگرگونيها ، تناقضى كه موجب اشتباه گردد وجود ندارد . و يكى از شاعران گفته است : [ از بحر بسيط ] 855 النّاس من جهة التّمثيل اكفاء * ابوهم آدم و الأمّ حوّاء 856 فان يكن لهم من اصلهم نسب * يفاخرون به فالطّين و الماء و « ابن المعتز » شعرش را از اين شعر ( مذكور ) نقل كرده و آن شعر را « عشارى » براى ما قرائت كرده است : [ از بحر خفيف ] 857 و حسبك من نسب صورة * تخبّر انّك من آدم « 6 » « مسنون » : به معناى مصبوب ( ريخته شده ) است ، و گفته شده : « به معناى بو گرفته است » و گفته شده : « صلصال نيز به معناى بو گرفته و از ( صلّ اللّحم ) مشتق شده و گوئى در اصل صلّال بوده و يكى از دو لام قلب به صاد شده است ، و برخى از قاريان ( به جاى و قالوا أ اذا ضللنا فى الارض « 7 » ) و قالوا أ اذا صللنا فى الارض ، با صاد بدون نقطه - بنا بر آن معنايى كه بيان داشتيم - قرائت كرده‌اند « 8 » و نيز درباره گفتار خداى - تعالى - : « كَالْفَخَّارِ » گفته شده : « مقصود اين است كه آدمى از حالى به حالت ديگر تغيير مىيابد همانند تغيير گل به آجر » و بتحقيق خدا براى تكوين آفريدگان مثل آورده و در آن باره با آنچه از گل تغيير مىيابد و به جنس ديگر تبديل مىشود دليل آورده و گفته است : « أ أنتم اشدّ خلقا ام السّماء بناها » تا گفتار خداى - تعالى - : وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها وَ الْجِبالَ أَرْساها « 9 »

--> ( 6 ) - ديوان او ، صفحه 341 ، ملاحظه شود . ( 7 ) - سورة السجدة ( 32 ) آيهء 10 . ( 8 ) - در تفسير الكشاف ، ج 3 ، ص 402 نقل شده كه : « حسن ( رض ) صللنا را از « صلّ اللّحم و اصلّ ( : گوشت بو گرفت ) » گرفته است ، و گفته شده معناى صللنا : صرنا من جنس الصلة ( : از جنس زمين شديم ) است . ( رك : لسان العرب ، ريشه « صلّ » ) . ( 9 ) - سورة النازعات ( 79 ) آيهء 27 - 32 .